يه مدتي گذشت آپ نشد سايت! بعضي وقتا آدم واقعا چيزي تو ذهنش نمياد در اصل مياد ولي نمي دونه چي اومده يا شايدم نمي دونه چطور از ذهنش خارج كنه يا... اصلا نمي دونم. بهتره بيت شعري كه اومده رو براي خودتون بخونين. اين دو بيت رو فال گرفتم مي ذارم:
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي
به پيام آشنايان بنوازد آشنا را
رازي كه بر غير نگفتيم و نگوييم
با دوست بگوييم كه او محرم راز است