|
|
اهلي شدن |
تا حالا شده نسبت به يه چيزي حس خوبي داشته باشين؟؟
مي دونيم هر چي كه در اين دنيا هست تابع قوانين جهان طبيعت هست و يكي از مهم ترين قوانين هم نسبيت هست كه به معناي خاص و عام مفهوم گسترده اي داره. به طور ساده، خودماني و البته مرتبط با بحث ما يعني شما چيزي در اين دنيا پيدا نمي كنين كه از يه بعد خاص بتونين ادعا كنين بهترين هست. اين يعني اين كه حتي اگه شما و اطرافيانتون ندونن، امكان داره بهتر از اون چيزي كه شما دارين وجود داشته باشه. خب حالا بر مي گرديم سر سوال اولمون: تا حالا شده به چيزي حس خوبي داشته باشين؟؟ دوستش داشته باشين؟؟ احساس خوبي باهاش داشته باشين؟؟ طبيعتا اگه آره حتما دليلي داشته اين انتخاب شما، يعني خصوصياتي داشته كه شما از بين يه تعداد مورد ديگه اينو انتخابش كردين. چه خصوصياتي؟ فكر كنين... شكل، رنگ، اندازه، قيمت، زيبايي و هر خصوصيتي كه به ذهنتون مي رسه اگه اين چيز مصداقش يه انسان هم باشه خصوصياتي از قبيل فهميدگي، شعور، سن، ظاهر، پول، اعتقادات، فرهنگ و هر خصوصيت مادي و معنوي مي تونه شاملش بشه. اينجا يه نكته اي رو تو پرانتز بگم، در مورد انسان نمي خوام اين ذهنيت براتون ايجاد بشه كه مي خوام بگم ارزش يه انسان به پول و مادياتشه. به هيچ وجه. براي همين خصوصيات معنوي رو هم آوردم كه تمام خصوصيات رو شامل بشه و ديگه كسي نتونه ايراد بگيره! بحث من اين هست براي هر كسي يه خصوصياتي ارزشمنده. اصلا مهم نيست چه خصوصياتي، مهم اينه كه بالاخره يه تعداد خصوصياتي از ديد شما به جنس مورد نظر يا انسان مورد نظرتون ارزش مي ده و شما مي تونين اونو نسبت به بقيه انتخاب كنين و بش حس خاصي داشته باشين. تا اينجا حس شما بر اساس اون خصوصيات بوده. براي اينكه آزمايش كنين اين حرفم درسته يا نه امتحان كنين.. مثلا شما يه خودكار رو به خاطر اينكه رنگش آبيه و روون مي نويسه و ارزون قيمته دوست دارين. حالا اگه اين خصوصيات كاملا متفاوت بشه... يا در مورد انسان فرض كه خصوصيت مهم شما براي دوست داشتن، پول طرف بوده، يا از افرادي هستين كه معتقدن همه چيز پول نيست و خصوصيت مورد نظرتون شعور طرف بوده. حالا اگه طرف پول نداشته باشه يا شعور نداشته باشه بازم همون حس رو بهش دارين؟؟؟ حالا من يه خلاصش رو گفتم شما مي تونين براي تك تك خصوصياتي كه در نظر دارين تست كنين اين قضيه رو. منطق مي گه اگه شما بر اساس يه تعداد خصوصياتي چيزي رو پذيرفته باشين با از بين رفتن اون خصوصيات ديگه اون چيز نمي تونه انتخاب شما باشه. تا اينجا قبول؟؟!!
حالا فرض مي كنيم كه كيس مورد نظر شما خصوصياتشو از دست نداده، بلكه كيس جديدي اومده كه همون خصوصيات رو كامل تر داره (بنا بر قانون نسبيتي كه ابتداي بحث شد) قاعدتا شما بايد دست از مورد اول خودتون بكشين و به سمت جديد بريد. ولي خب طبيعتا خيلي وقتا آدم نمي تونه به اين راحتي دست بكشه ولي حداقل حس ناگوار و ترديد گونه اي در فرد ايجاد مي شه كه چرا با وجود موردي با خوصيات كامل تر و نزديك تر به خواسته هام بايد چيزي رو داشته باشم كه نزديك نيست؟؟ يكي از بزرگ ترين عوامل در ايجاد مشكلات همين هست. ما در يه زمان خاص احتياج به رايانه داريم مي خريم ولي 1 ماه بعد سيستم هاي خيلي سريع تر و مجهز تر و ارزان تر مياد تو بازار و شما دچار يه حس به اصطلاح دل چركي مي شين كه كاش صبر كرده بودم، غافل از اين كه طبق قانوني كه گفته شد شما هيچ وقت نمي تونيد بهترين رو داشته باشيد. ولي حتي با قبول داشتن اين قاعده باز هم احساس خوبي نخواهيد داشت. و بحث ما هم سر همين احساس هست وگرنه طبيعتا كمتر پيش مياد افراد چيزهاشان رو كنار بذارن. چيزي كه زماني رو باهاش بودن و خاطره ها باهاش دارن ولي اون احساس دل چركي شدن ايجاد مي شه و همه چيز سر همين احساسه هست. حالا چي كاركنيم كه اين حس ايجاد نشه و اگه ايجاد مي شه مشكل از كجاست؟ براي اين كه بفهميم چي كار كنيم بايد بگرديم ببينيم آيا موردي هست كه تمام موارد فوق در موردش صدق كنه ولي هيچ وقت اون حس بد به ادم دست نده؟؟ من دو تا مثال ساده مي زنم. حس شما به مادر يا پدرتون. شما نسبت به مادر و پدرتون احساس خوبي دارين. مادر و پدرتون طبيعتا يه خصوصياتي دارن. اين خصوصيات نسبي هستن، پس پدر و مادري هم هستن كه در اين زمينه خصوصيات از پدر و مادر شما سر باشن. خب اگه شما اين پدر مادر بهتر رو ببينين آيا اين حس در شما ايجاد مي شه كه كاش اونا پدر و مادرم بودن؟؟ طبيعتا كه نه (موارد استثنا رو نديده مي گيريم). چرا؟؟ چون درسته اونا يه تعداد خصوصياتي دارن ولي دوست داشتن پدر و مادرتون فقط به خاطر اون خصوصيات نيست. يه چيز ديگست كه ما دنبالشيم.
فرض كنين كسي كه دوستش دارين، يه خودكار بهتون هديه داده. اين خودكار قطع و وصل مي شه و خوب نمي نويسه. همين خودكار عين همين تو مغازه هست كاملا شبيه اين و خوب هم مي نويسه. ايا مي تونين حستون رو از اون خودكار بردارين و به خودكار جديد كه بهتر هم هست منتقل كنين؟؟ معلومه كه نه. چرا؟؟؟ چون درسته كه خودكار جديد بهتر از خودكار قبلي هست ولي دوست داشتن اون خودكار فقط به خاطر اون خصوصيات نيست. يه چيز ديگست كه ما دنبالشيم!
اين چيزي كه ما دنبالشيم، همونيه كه حتي با وجود كيس هاي خيلي بهتر و با خصوصيات كامل تر نسبت به كيس مورد نظر شما، بازهم هيچ احساس بدي در شما به خاطر نقص نسبي كيس شما ايجاد كه نميشه هيچ تازه عزيزتر هم ميشه!!
حالا اون چيه؟؟؟ من چيزي نمي گم! اينا رو گفتم واسه اين كه سوال تو ذهنتون پيش بياد و وقتي كه كتاب رو مي خونين دقيقا نكاتشو بگيرين!! بريد و شازده كوچولو رو كامل بخونين به خصوص قسمتي كه شازده كوچولو توي زمين، با يه باغ پر از گل سرخ روبه رو مي شه. بعدش هم كه با روباه مواجه مي شه و جواب سوالش رو كه جواب سوال شما هم هست رو پيدا مي كنه...
حتما وقتي به جواب رسيدين واسه من هم بذارين. مي خوام ببينم شماها چه برداشتي داشتين؟!!
|
|
آرشيو
|