MKamyab.com

زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه. واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي ....آلبرت انیشتن

::حتي المقدور از مرورگر فايرفاكس استفاده كنيد ::
دوست عزيز خوش آمدي
  امروز 14 شهريور 1389 || ساعت 5:14:39
آخرين به روز رساني: 15 مرداد 1389 || ساعت 14:59:43
كخر دمي بپرس كه ما را چه حاجت است
 
جانا به حاجتي كه تو را هست با خدا
: !فال شما
 
نظر
* نام
ايميل
مقالات
دوست خوب

روزی عارف پیری با مریدانش از کنار قصر پادشاه گذر میکرد. شاه که در ایوان کاخش مشغول به تماشا بود، او را دید و بسرعت به نگهبانانش دستور داد تا استاد پیر را به قصر آورند. عارف به حضور شاه شرفیاب شد. شاه ضمن تشکر از او خواست که نکته ای آموزنده به شاهزاده جوان بیاموزد مگر در آینده او تاثیر گذار شود. استاد دستش را به داخل کیسه فرو برد و سه عروسک از آن بیرون آورد و به شاهزاده عرضه نمود و گفت: "بیا اینان دوستان تو هستند، اوقاتت را با آنها سپری کن." شاهزاده با تمسخر گفت: " من که دختر نیستم با عروسک بازی کنم! " عارف اولین عروسک را برداشته و تکه نخی را از یکی از گوشهای آن عبور داد که بلافاصله از گوش دیگر خارج شد. سپس دومین عروسک را برداشته و اینبار تکه نخ از گوش عروسک داخل و از دهانش خارج شد. او سومین عروسک را امتحان نمود. تکه نخ در حالی که در گوش عروسک پیش میرفت، از هیچیک از دو عضو یادشده خارج نشد. استاد بلافاصله گفت : " جناب شاهزاده، اینان همگی دوستانت هستند، اولی که اصلا به حرفهایت توجهی نداشته، دومی هرسخنی را که از تو شنیده، همه جا بازگو خواهد کرد و سومی دوستی است که همواره بر آنچه شنیده لب فرو بسته " شاهزاده فریاد شادی سر داده و گفت: " پس بهترین دوستم همین نوع سومی است و منهم او را مشاور امورات کشورداری خواهم نمود. " عارف پاسخ داد : " نه " و بلافاصله عروسک چهارم را از کیسه خارج نمود و آنرا به شاهزاده داد و گفت: " این دوستی است که باید بدنبالش بگردی " شاهزاده تکه نخ را بر گرفت و امتحان نمود. با تعجب دید که نخ همانند عروسک اول از گوش دیگر این عروسک نیز خارج شد، گفت : " استاد اینکه نشد ! " عارف پیر پاسخ داد: " حال مجددا امتحان کن " برای بار دوم تکه نخ از دهان عروسک خارج شد. شاهزاده برای بار سوم نیز امتحان کرد و تکه نخ در داخل عروسک باقیماند استاد رو به شاهزاده کرد و گفت: " شخصی شایسته دوستی و مشورت توست که بداند کی حرف بزند، چه موقع به حرفهایت توجهی نکند و کی ساکت بماند ".

از طرف يكي از دوستان

1389/1/10 || 19:19:39 : تاريخ ارسال مقاله


  چنگي به دل نمي زد   بدك نبود   خيلي جالب    
اگه مايل بودي، نظرتو هم بده
...اگه مي خواي توضيحي هم در مورد نظرت بدي، بنويسش
نظر در خصوص: دوست خوب

 

لينك هاي مرتبط

آرشيو
1389/5/15 || 14:54:53 اگر عمر دوباره داشتم
1389/1/10 || 19:39:24 ...به دنبال خدا نگرد
1389/1/10 || 19:19:39 دوست خوب
1388/12/13 || 10:19:33 مجنون ليلي
1388/9/24 || 14:23:28 سر حد شادماني
1388/9/19 || 23:14:24 هوش هيجاني
1388/9/19 || 22:57:48 فرشته كوچك
1388/4/23 || 9:37:9 خدایا کفر نمی‌گویم
1387/6/10 || 10:19:1 تحقیر
1387/5/10 || 20:56:10 کنترل خشم
1387/5/5 || 10:23:59 مقابله با حسودی دیگران
1387/5/3 || 9:34:18 مثبت نگری و منفی نگری
1387/5/1 || 22:3:16 افسردگی
1387/5/1 || 17:42:13 من یک سنت پیدا کردم...
1387/4/30 || 11:35:17 موضوع اصلی را فراموش مکن...!
1387/4/10 || 21:42:10 ملاصدرا
1387/4/4 || 16:56:59 انسان از دید دکتر شریعتی
1387/3/2 || 20:37:34 او همواره مراقب شماست
1387/2/13 || 19:22:56 تلاش
1387/2/11 || 16:33:40 ...فداكاري يعني
1387/2/8 || 3:1:11 دوست داشتن از عشق برتر است
1387/2/8 || 3:26:21 پسرك و بستني فروش

كليه حقوق اين سايت محفوظ مي باشند
برداشت مطالب با ذكر منبع مجاز است
2010-2007

 
.
محسن كامياب نژاد
mohsen kamyabnejad