MKamyab.com

زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه. واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي ....آلبرت انیشتن

::حتي المقدور از مرورگر فايرفاكس استفاده كنيد ::
دوست عزيز خوش آمدي
  امروز 14 شهريور 1389 || ساعت 5:52:1
آخرين به روز رساني: 15 مرداد 1389 || ساعت 14:59:43
هر چند كه نايد باز تيري كه بشد از شست
 
بازآي كه بازآيد عمر شده حافظ
: !فال شما
 
نظر
* نام
ايميل
داستانك
داستاني از انجيل

در Malachi آیه 3:3 آمده است: « او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست » این آیه برخی از خانمهای کلاس انجیل خوانی را دچار سردرگمی کرد. آنها نمی‌دانستند که این عبارت در مورد ویژگی و ماهیت خداوند چه مفهومی می‌تواند داشته باشد. از این رو یکی از خانمها پیشنهاد داد فرایند تصفیه و پالایش نقره را بررسی کند و نتیجه را در جلسه بعدی انجیل خوانی به اطلاع سایرین برساند. همان هفته با یک نقره‌کار تماس گرفت و قرار شد او را درمحل کارش ملاقات کند تا نحوه کار او را از نزدیک ببیند. او در مورد علت علاقه خود، گذشته از کنجکاوی در زمینه پالایش نقره چیزی نگفت. وقتی طرز کار نقره کار را تماشا می‌کرد، دید که او قطعه‌ای نقره را روی آتش گرفت و گذاشت کاملاً داغ شود. او توضیح داد که برای پالایش نقره لازم است آن را در وسط شعله، جایی که داغتر از همه جاست نگهداشت تا همه ناخالصی‌های آن سوخته و از بین برود. زن اندیشید ما نیز در چنین نقطه داغی نگه داشته می‌شویم. بعد دوباره به این آیه که می‌گفت: «او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست» فکر کرد. از نقره‌کار پرسیدآیا واقعاً در تمام مدتی که نقره در حال خلوص یافتن است، او باید آنجا جلوی آتش بنشیند؟ مرد جواب داد بله، نه تنها باید آنجا بنشیند و قطعه نقره را نگهدارد بلکه باید چشمانش را نیز تمام مدت به آن بدوزد.. اگر در تمام آن مدت، لحظه‌ای نقره را رها کند، خراب خواهد شد. زن لحظه‌ای سکوت کرد. بعد پرسید: «از کجا می‌فهمی نقره کاملاً خالص شده است؟» مرد خندید و گفت: «خوب، خیلی راحت است. هر وقت تصویر خودم را در آن ببینم.» اگر امروز داغی آتش را احساس می‌کنی، به یاد داشته باش که خداوند چشم به تو دوخته و همچنان به تو خواهد نگریست تا تصویر خود را در تو ببیند. «زندگی چون یک سکه است. تو می‌توانی آن را هر طور که بخواهی خرج کنی، اما فقط یک بار.»

ارسال شده توسط يكي از دوستان

1388/12/3 || 0:59:30 : تاريخ ارسال داستانك


  چنگي به دل نمي زد   بدك نبود   خيلي جالب    
اگه مايل بودي، نظرتو هم بده
...اگه مي خواي توضيحي هم در مورد نظرت بدي، بنويسش
نظر در خصوص: داستاني از انجيل

 

لينك هاي مرتبط

آرشيو
1389/5/16 || 11:43:50 گل شدن
1389/2/27 || 12:45:46 کافیست بخواهید
1388/12/3 || 0:59:30 داستاني از انجيل
1387/11/27 || 14:41:33 شیطان راهنما!!!!
1387/7/27 || 19:41:30 مزرعه حیوانات- قسمت نهم
1387/7/8 || 21:53:57 لبخند به مشكلات
1387/6/30 || 1:25:35 مزرعه حیوانات - قسمت هشتم
1387/6/15 || 13:13:57 مزرعه حیوانات - قسمت هفتم
1387/5/1 || 21:57:30 مزرعه حیوانات - قسمت ششم
1387/4/30 || 10:45:43 مزرعه حیوانات - قسمت پنجم
1387/4/17 || 11:37:49 مزرعه حیوانات - قسمت چهارم
1387/4/4 || 16:59:34 مزرعه حیوانات - قسمت سوم
1387/3/21 || 15:29:24 مزرعه حیوانات -قسمت دوم
1387/4/4 || 17:2:56 مزرعه ي حيوانات-قسمت اول
1387/2/8 || 3:23:53 عقاب يا مرغ ؟

كليه حقوق اين سايت محفوظ مي باشند
برداشت مطالب با ذكر منبع مجاز است
2010-2007

 
.
محسن كامياب نژاد
mohsen kamyabnejad